چند پارتی درخواستی
چند پارتی درخواستی
پارت ۲
اسلاید ها. وسایل بچه ها
ویو ویلای بوسان بعد از چیدن وسایل
یوجی . بچه ها پایه دریا و ابتنی هستین ؟
همه . اره
( دقیقا پشت ویلا دریا بود و بچه ها لباس مخصوص تنشون کردن و رفتن لبه ساحل و کلی ابتنی و بازی کردن ...
۲ ساعت بعد
همشون رو صندلی ها نشسته بودن و آفتاب گرفته بودن
مینهو . به به عجب هوایی ...
تهیونگ . اره حال میده شبم اینجا غذا درست کنیم و بخوریم
یوجی . دقیقا
ا/ت . ااااا .... غذا درست کردن رو پای ما نندازین ما میخاییم بریم خرید
یوجی. برید غذا با ما
ا/ت . اوکی
تهیونگ . هوییی... من گردن گیر نیستما خودت درست میکنی
یوجی . ههه به همین خیال باش ( پوزخند
تهیونگ . مرض ... ( آبمیوه اش رو خالی کرد رو صورت یوجی و در رفت
یوجی. بلند شد و دنبال تهیونگ میدوید .. مگه دستم بهت نرسه تهیونگ ( خنده
ا/ت و بقیه دخترا میخندیدن و به تهیونگ و یوجی نگاه میکردن
مینهو . با پوزخند به دخترا خیره شده بود
یورا . هعی ا/ت .. ( آروم
ا/ت . بله ؟
یورا . مینهو چرا ون طوری به ما خیره شده اصلا احساس خوبی به نگاهش ندارم
ا/ت . مگه چطور نگاه میکنه ؟ ( به مینهو نگاه کرد و همون لحظه مینهو نگاهش روبه سمت پسرا برگردوند
یورا. دیدی ؟
ا/ت . اهوم... محل نده ( آروم
تهیونگ و یوجی تو آب دوباره کلی بازی کردن و ادا در میاوردن
۲۰ مین بعد
یوجی . بیا .... بیا بیرون خسته شدم ..
تهیونگ. . خسته شدی یا کم اوردی ؟ ( خنده
یوجی. برگرد تو آب تا نشونت بدم ( خنده
ا/ت . یااا بیاین بیرون هوا داره تاریک و سرد میشه سرما میخورینااا.... غذا هم با خودتونه .... نا میخاییم بریم خرید
تهیونگ . اوکی
یوجی. فرار کردیاااا ( خنده
تهیونگ . هیچم فرار نکردن
یورا . یااا یوجی بیاین دیگه ...
یوجی . ومدیممم
( ا/ت و تهیونگ ... یوجی و یورا... مینسو و مینهو باهمن
۲۰ مین بعد
ساعت ۵ بعد از ظهر بود و دخترا رفتن خرید و تا ساعت ۷ برگشتن و پسرا هم داشتن لب ساحل غذای کبابی درست میکردن ... ا/ت و بقیه خزید ها رو داخل گذاشتن و ومدن پیش دوست پسرا شون ...
ا/ت . وووو پسرا چه کردین ( لبخند و از پشت تهیونگ و بغل کرد
تهیونگ . بله ... میبینی چه بوی فرند داری
ا/ت . بله بله ( لبخند
یوجی . اره از اول تا آخر فقط غر زد ( خنده
تهیونگ . هوییی
مینهو . راست میگه ...قبول کن ... یه پیاز ریز کردی همونو رو زیر فوش کردی ( خنده
تهیونگ . مرض ...( خنده
ا/ت . اتفاقا بوی فرند من خیلیم خوبه..( لبخند و گونه تهیونگ رو بوسید
بقیه . وووووو ( خنده
ادامه دارد......
پارت ۲
اسلاید ها. وسایل بچه ها
ویو ویلای بوسان بعد از چیدن وسایل
یوجی . بچه ها پایه دریا و ابتنی هستین ؟
همه . اره
( دقیقا پشت ویلا دریا بود و بچه ها لباس مخصوص تنشون کردن و رفتن لبه ساحل و کلی ابتنی و بازی کردن ...
۲ ساعت بعد
همشون رو صندلی ها نشسته بودن و آفتاب گرفته بودن
مینهو . به به عجب هوایی ...
تهیونگ . اره حال میده شبم اینجا غذا درست کنیم و بخوریم
یوجی . دقیقا
ا/ت . ااااا .... غذا درست کردن رو پای ما نندازین ما میخاییم بریم خرید
یوجی. برید غذا با ما
ا/ت . اوکی
تهیونگ . هوییی... من گردن گیر نیستما خودت درست میکنی
یوجی . ههه به همین خیال باش ( پوزخند
تهیونگ . مرض ... ( آبمیوه اش رو خالی کرد رو صورت یوجی و در رفت
یوجی. بلند شد و دنبال تهیونگ میدوید .. مگه دستم بهت نرسه تهیونگ ( خنده
ا/ت و بقیه دخترا میخندیدن و به تهیونگ و یوجی نگاه میکردن
مینهو . با پوزخند به دخترا خیره شده بود
یورا . هعی ا/ت .. ( آروم
ا/ت . بله ؟
یورا . مینهو چرا ون طوری به ما خیره شده اصلا احساس خوبی به نگاهش ندارم
ا/ت . مگه چطور نگاه میکنه ؟ ( به مینهو نگاه کرد و همون لحظه مینهو نگاهش روبه سمت پسرا برگردوند
یورا. دیدی ؟
ا/ت . اهوم... محل نده ( آروم
تهیونگ و یوجی تو آب دوباره کلی بازی کردن و ادا در میاوردن
۲۰ مین بعد
یوجی . بیا .... بیا بیرون خسته شدم ..
تهیونگ. . خسته شدی یا کم اوردی ؟ ( خنده
یوجی. برگرد تو آب تا نشونت بدم ( خنده
ا/ت . یااا بیاین بیرون هوا داره تاریک و سرد میشه سرما میخورینااا.... غذا هم با خودتونه .... نا میخاییم بریم خرید
تهیونگ . اوکی
یوجی. فرار کردیاااا ( خنده
تهیونگ . هیچم فرار نکردن
یورا . یااا یوجی بیاین دیگه ...
یوجی . ومدیممم
( ا/ت و تهیونگ ... یوجی و یورا... مینسو و مینهو باهمن
۲۰ مین بعد
ساعت ۵ بعد از ظهر بود و دخترا رفتن خرید و تا ساعت ۷ برگشتن و پسرا هم داشتن لب ساحل غذای کبابی درست میکردن ... ا/ت و بقیه خزید ها رو داخل گذاشتن و ومدن پیش دوست پسرا شون ...
ا/ت . وووو پسرا چه کردین ( لبخند و از پشت تهیونگ و بغل کرد
تهیونگ . بله ... میبینی چه بوی فرند داری
ا/ت . بله بله ( لبخند
یوجی . اره از اول تا آخر فقط غر زد ( خنده
تهیونگ . هوییی
مینهو . راست میگه ...قبول کن ... یه پیاز ریز کردی همونو رو زیر فوش کردی ( خنده
تهیونگ . مرض ...( خنده
ا/ت . اتفاقا بوی فرند من خیلیم خوبه..( لبخند و گونه تهیونگ رو بوسید
بقیه . وووووو ( خنده
ادامه دارد......
- ۱.۶k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط