شَبی دَر کُنجِ مِیخانِه گِرِفتَم تیغ دَر دَستَم.. بِگُفتَ

شَبی دَر کُنجِ مِیخانِه گِرِفتَم تیغ دَر دَستَم.. بِگُفتَم:
خالِقا،یا رَب تو فِک کَردی کِه مَنْ مَستَم؟
کُجایی تو؟ چِه هَستی تو؟ چِه میخواهی تو اَز قَلبَم؟
تو اَز مَستی چِه میدانی؟ تواَز عُمرَم چِه میجوئی؟
تو فِرعونْ را خُدا کَردی...
تو شیرینْ را زِ فَرهادَش جُدا کَردی.. سِپُردی تیغ بَر ظالِم، بِه مَظلومان جَفا کَردی.. بِه آن شِیطانِ خونخوارَت، تو ظُلم را عَطا کَردی.. ↜مَرا اَز عِشقِ دیرینَم سَوا کَردی↝... سِپَس گویی: نَشو کافر؟
تو فِک کَردی کِه مَنْ مَستَم؟
خُدایا.. گَر عَزیزَت را کَسی دیگَر بِه مَستی دَر بَغل گیرَد.. تو آیا هَمچِنان اَز صَبرِ اَیوبَت دَر آنْ قُرآنِ جاویدَت سُخَنْ آری؟
تو بی پَردِه کُفر خواهی گُفت.. نَخواهی گُفت؟
خُداوَندا... غُرورَم را هَوَسْ داران شِکَستَندو جَوانی اَم گِرفتند و
هَنوزَم پای میکوبَند و میرَقصَند... عَجَب دُنیایِ بی رَحمی عَطا کَردی.... ⇚خُــــــــــــــــــــــدا ⇛
بی پَرده میگویَم..... خَطا کَردی... خَطایَت را نِمیبَخشَم... تو دَستَم را رَهـــــا کَردی...
دیدگاه ها (۳)

و آن بوسه چنان است که لب بر لب توآنْ قَدْر بِمانَد که نمانَد...

هستم...همچنان خواهم ماند...همچنان خواهم خواند...از عشق...یا ...

به آخر خط رسیده امآنجا که دیگر چشمانت در انتظارم نمی پلکدو ر...

دلتنگیتنها واژه ایستکه در سطر سطر اشعارم دست و پا می زندو خو...

تک پارتی (وقتی مسته و...)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط