مرگ پایان کبوتر نیست

مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارونه ی یک زنجیر نیست
مرگ در ذهن اتفاقی جاریست
مرگ در اب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن میگوید...
مرگ با خوشه ی انگور میاید به دهان
مرگ در حنجره ی سرخ گلو میخواند
مرگ مسؤل قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان میچیند
مرگ گاهی ردکا مینوشد
گاه در سایه نشسته است به ما مینگرد
وهمه میدانیم
ریه های پر اکسیژن مرگ است
دیدگاه ها (۱)

مرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه ی یک زنجیر نیست مرگ در ذهن ات...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

مردن ارا مه هر جور آوَو نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

و نترسیم از مرگمرگ پایان کبوتر نیستمرگ وارونه یک زنجره نیستم...

صدای پای آبگاه در بستر بيماري من، حجم گل چند برابر شده است.و...

و نترسیم ازمرگ مرگ پایان کبوترنیست مرگ وارونه ی یک زنجره ن...

زندگی رسم خوشایندی است. زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرش...

شعر مرگ سهراب سهریو اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشتو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط