......

......
خــدا کند که مــرا ناگهان رهـا نکنی
بمان که قلب مرا از خودم جدا نکنی

من از نگاه حسودان شهر می ترسم
به اسم کوچکم اینجا مرا صدا نکنی

و من تو را به دلم قول داده ام لطفا
بمان که حرف مرا پیش دل دو تا نکنی

از این زمین فقط اینجا براے من امن است
بـه نـام عـشـق در ایـن شهـر کودتا نکنی

گمان کنم که قراراست ما به هم برسیم
اگــــر معامله اے تـــازه بـا خــدا نکنی....
دیدگاه ها (۳)

این روزها می‌گذره… ❤️می‌دونم این روزها گرونی و فشار اقتصادی ...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

____[The Forbidden Crossing]____

پارت چهارم: انبار رز سیاه 🥀🖤چند ساعت بعد، انبار قدیمی در سکو...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط