رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۵۷

سلام سلام حالتون چطوره برگشتم بعد از مدت ها براتون پارت اوردم


ارسلان : من برای شما یه خونه جدا گرفتم اگر اینجا راحت نیستی بری اونجا

مادر دیانا: پسرم من تو خونه شما راحتم اما زشته من اینجا باشم اما دخترم چی از بچگیش به من وابسته بود

ارسلان: جای دوری نیست همین خونه رو به رویه ای هست خیلی خونه تمیز و قشنگیه نو سازه

مادر: آخی مادر خدا خیرت بده

ارسلان: به چند نفر زنگ زدم اون وسیله هایی که برای خونه لازم بود و آوردن و چیدن تو خونه مادر دیانا همون روز رفت تو خونه
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۵۸دیانا: براش قهوه بردم گفتم مرس...

آولی و دومی ماله دیانا سومی ماله مادرش چهارمین ماله ارسلان

رمان زیبا تر از الماس پارت ۵۶ارسلان: قهقهه ای زدم ‌‌... فرد...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۵۵دیانا: تو ماشین با عروسکم بازی ...

Part:7                my angelاولین نفر بیدارشده بودم...

شب تولدم پارت 25همه داشتن به عمارت نگاه میکردن رفتم و سلام ک...

Part:3                  my angleبا همهمه بیرون از اتاقم چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط