درختی ساده‌ام، آری جفای باغبانم را

درختی ساده‌ام، آری جفای باغبانم را
هرس پنداشتم، پس شاخه‌ای دیگر درآوردم

ندارم عادت منت کشیدن، حال من خوب است
ز بس با دست خود از پشت خود خنجر در آوردم...

#حسین_جنتی
دیدگاه ها (۹)

دردم جوان زخمم کهن ، سوزم هویدا در سخندلدار من پیمان شکن ، ب...

مرا به بوی خوشَت جان ببخش و زنده بدارکه از #تو چیزی ازین بیش...

ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باشکه به غیر با تو بودن، د...

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست که نیستم خبر از هر چه ...

مانند دیوانه ها میخواندم با بغض تمام‌  و صدای بلند بدون توحه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط