پارت ۸

پارت ۸
#ارسلان
دیدم اون دختره دیانا و مهدیس همونی ک به منو محراب می‌گفتند ۲ قلوه😂😑
ک امدن
رضا. عه سلم
ا. مگ میشناسید همو😑
متین . این نیکا و عسل ت کلاس ما هستند
م . این دختره مهدیس و دیانا هم کلاسی ما هستند
ن. سلم
المیرا . متین جان بیا بریم برام بستنی بخر
متین. بش عشقم
المیرا . عه دو تا دوستام امدن
ک ۲ تا دختره شقایق و محشاد بیریخت بودن
ش. عه ارسی خوبی
المیرا. مگ همو میشناسید؟
محشاد . ار
ممد. همه همو میشناسن جز شما خانم کی هستید؟
پ. من پانیذم شما
ممد. من ممد هستم
پ. اها خوشبختم
۴۵ میل بعد
ممد پانیذ صمیمی شدن
رضا و عسل باهم میحرفیدن
مهدیس و دیانا و نیکا هم پیش ما بودن
المیرا و متین قربون صدقه هم می‌رفتند
محشاد داشت مخ محراب میزد
شقایق هی خودشو میچسبوند بهم ازش خوشم نمیاد

پارت بعدی بزارم؟؟
دیدگاه ها (۰)

توضیحات رمان بچه هایی ک داخل رمان هستند ارسلان دیانا محراب م...

آهنگ از تتلو🫂🫂 ادیت از امیر برای مسی👻👻

پارت ۹ #ممد با پانیذ صمیمی بودم م. پانی پ. جانم م. میای اکیپ...

پارت ۱۵#ممدپ. بریم خونه ما همه . بش (بچه ها متین و المیرا ر...

پارت ۱۱ #ارسلان با دیانا قدم زدیم واقعا ازش خوشم آمده بود رف...

پارت ۳۶#دیانا با ارسلان و عسل رفتیم سمت دریا خیلی ناراحت بود...

پارت ۲۴ #رضا شام خوردیم رفتیم خونه پانیذ چون ۱ ماشین داشتیم ...

پروف متین ممد....😍#متین#نیکا#عسل#ممد#دیانا#ارسلان#لئورضا#پان...

پروف متین ممد...😍#متین#نیکا#عسل#ممد#دیانا#ارسلان#لئورضا#پانی...

ممد....#متین#نیکا#عسل#ممد#دیانا#ارسلان#لئورضا#پانیذ#عباس#روم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط