بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد هفت🍷🔪


نه ای گفتم که پشت کوروش نامحسوس راه افتاد
آخرش رسیدیم به یه محوطه که چند تا نگهبان داشت

تقریبا از شهر دور بود
موتور با وایسادن ماشین کوروش وایساد
کوروش برگشت

تکیه داد به ماشین و به سمت موتور نگاه کرد
آب دهنمو قورت دادم

گوشیش و برداشت و به گوشیم زنگ زد
با صدای خشنی غرید
+گمشو بیا پیشم، بیا تا نیومدم‌ و قاتل نشدم...

لب گزیدم

فهمیده بود منم ، فهمیدن بود که اینطوری عصبی بود
با این حال لب زدم
_منظورت...

داد کشید
+سریع بیا پیشم احمق ، تموم‌ برجستگی ای بدنتو‌ ریختی بیرون و چسبوندی به اون یارو که‌چی بشه؟؟؟ میخوای بیام جلوی خودت قلبشو از سینه اش بکشم بیرون

لحنش خیلی ترسناک بود

سریع کلاه و برداشتم که موهام ریخت دورم

سریع پیاده شدم
که موتور سوار گفت
+خانم هزینه ای که گفتین چی؟

میترسیدم کوروش بیشتر عصبانی بشه..

_شمارمو بنویس سریع شماره کارت بفرست بدم‌همسرم بزنه...

بعد سمت کوروش حرکت کردم
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد هشت🍷🔪با اخم سر تا پامو نگاه میکرد...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد نه🍷🔪گوشه وایسادم تا در اونجا رو ب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد شیش🍷🔪نگاهش مردد شد چشماش سو‌ سو ز...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد پنج🍷🔪بعد ده دقیقه برگشت اخماش به ...

پارت ۲

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط