دو پارتی جیهوپ

دو پارتی جیهوپ
*درخواستی*
که یهو از کوشکی صدای نوتیف اومد قبل از اینکه نگاه کنیم کیه با خودم گفتم
+ خدایا مهمون نباشه خدایا مهمون نباشه خدایا مهمون نباشه
گشومو نگاه مردم و دیدم مامان بابام و مامان بابایی جیهوپ دارن میان خونمونن
+خدای دیگه نه من نه توووووو
عایشش شیبالللل باید پاشم حاضر شم
زنگ زدم به مامان بابایی خودم و جیهوپ برای ساعت هفت هماهنگ شده بودن پا شدم نیمی ساخته حاظر شدم یه بلوز بلند لش کاموایی چون هوا سرد بود که رنگش هم سفید بود به یه آرایش لایتت
مو های بلندم که تا زیر باسنم بود رو هم اتو کشیدم و باز گذاشتم
رفتم چند نوع غذا و ژله درست کردم ( خودتون فرض کنید ساعت چهار صبح مغزم کار نمیکنه)
خب شیش چهل دقیقه بود
یکم دیگه باید بریم
رفتم جلو آینه اولین چیزی که دیدم پیر سینگم بود
اهه ممکنه دعوام کنن
اما خب منم تنوع میخواستم
( ویو جیهوپ)
امروز زود تر میرم خونه تا ا.ت
رو سوپرایز کنم
با مامان بابا هامون هم هماهنگ کردم اما نیومده من هم هستم
ساعت نزدیک هفت بود که سوار ماشین شدم و راه افتاده سمت خونه
بعد بیست مین رسیدم
در زدم
ا.ت در رو باز کرد و تا منم دید رنگش پرید
+ عههه ع... عزیزم خ.. خوش ا..اومدی
چ..چ..هه . زود
رفتم تو و بغلش کردم و متوجه یه چیز براق رو بینش شدم وقتی دقت کردم فهمیدم پیرسینگ زده
من اصلا دوست نداشتم ا.ت از این کارا بکنه اون همینجوری هم خیلی خوشگله
- ا.ت اون چیه
+ چ... چی چیه ؟ ( با استرس)
- پیرسینگ زدی؟( یکم عصبی)
+ خب..عزیزم من..من حوصلممم سر رفته بود و دلم تنوع میخواست
- هوم باشه مهمونا که رفتم تنوع رو نشونت می هم تا بار آخرت باشه بدون اجازه من کاری می‌کنی ( عصبیییییی)
در رو زدن مامان بابا یا من و جیهوپ بودن
اومدم تو و رو بوسی ... کردیم و نشستیم تا اینکه بابام با کمی تعجب گفت
: دخترم پیرسینگ زدی؟
+ ا...اره ب... بابا جون
بابایی جیهوپ با کمی عصبانیت گفت
: مگه اینجا خونه خالی هرکاری دوست دارین بکنین من عروسی که هر روز هر کاری دوست داشت بکنه نمی‌خوابم اون از تتو اینم از این
یهو جیخوپ از پشت سرم اومد نشست و گفت
- منم خبر نداشتم الان فهمیدم
مامان جیهوپ خیلی ساکت بود و داشت جوری بهم نگاه میکرد انگار که خ...ابم
مامانم هم از خجالت سرخ شده بود
بغضم گرفت
پا شدم
سراغ رفتم سمت اتاق و با تمام زورش بستمش
بعد چند دقیقه جیخوپ اومد تو
آنقدر گریه کرده بودم چشمام قرمز شده بود
اومد کنارم با شرمندگی نشست و گفت
- عشقم ... من نمی‌خواستم اونجوری باهات حرف بزنم فقط یه لحظه عصبی شدن و به حرف های بابام هم گوش نده
بغلم کرد نمی‌دونم چرا بغلش به آرامش خاصی داشت
+ ببخشید من نمی دونستم آنقدر بابات حساسه (گریه)
- فدای سرت خیلی زیاده روی کرد
منم همینطور عشقم دیگه گریه نکن نباید بخاطر به‌ خاطر یه احمق گریه کنی و اون مرواریدارو هدر بدی
+ آهوم
- بیا بریم بیرون قول میدم دیگه اینجوری نشه
+ قول؟
- قول
بیا بریم
رفتیم تو هال مامان بابایی جیخوپ ازم عذر خواهی کردن و شام خوردیم و به خوبی و خوشی زندگی کردیم

گیلیلیلیلیلی چطوره
بگین ها
خوابم میادد بخوانم پاشم ببینم چه کردین
بازنشر کنین بره اکسپلورر گلیلیلیل
🤍✨😭🥹🫠🎀🙃🫀
حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

وقتی بچه هاتون ...کوک ماشین رو پارک کرد و سمتمون اومد . دست ...

دو پارتی جیهوپ *درخواستی*وقتی پیرسینگ میزنی با اینکه ...ا.ت:...

part 8. three hearts, one love

part. 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط