چن روز پیش خونه تکونی که میکردیم مامانم گفت بیا وسایل قدی
چن روز پیش خونه تکونی که میکردیم مامانم گفت بیا وسایل قدیمیه تو کارتونو در بیار و تمیز کن .وقتی کارتونو باز کردم خاطرات 5سال پیش دوباره زنده شد .کوچیکتر که بودم دفتر کوچولوی رمز داری گرفتم واسه اینکه خاطرات روزانه رو توش بنویسم خیلی واسم جالب بود .اخر دفترم 100
تا ارزو نوشته بودم .اون روز دفترمو که باز کردم دیدم همه ی 99تا ارزوبراورده شدن .شوک شدم بخدا .اون یک ارزویی که براورده نشده ظهور آقاامام الزمان بود .الانم بیصبرانه منتظربراورده شدنشم...دوستان یامهدی بگید واسه ظهورش
تا ارزو نوشته بودم .اون روز دفترمو که باز کردم دیدم همه ی 99تا ارزوبراورده شدن .شوک شدم بخدا .اون یک ارزویی که براورده نشده ظهور آقاامام الزمان بود .الانم بیصبرانه منتظربراورده شدنشم...دوستان یامهدی بگید واسه ظهورش
- ۱.۷k
- ۱۵ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط