#آرومـت_میکنم . .🔥
#آرومـت_میکنم . .🔥
#پارت_22
با خیال راحت لباسامو عوض کردم
صدای در اتاقش اومد که ریز خندیدم
و با خودم شمردم که الان به طرف اتاق من میاد و میبینه قفله و حالشو میگیرم
مردک خارجکیه مغرور
اصلا مرگ بر آمریکا
والا کی به کیه شاید این چشم آبی وحشیام جزو همونا به حساب میاومد.
البته این دو رگه بود
اگه ناقص میشد چی؟
شبیه دیوونه ها خدا نکنه ای گفتم
ظالم نبودم که
اینهمه جذابیت برای مردن و تلف شدن یا ناقص شدن حیف بود
شمارشم تموم شد و نیومد. پوکر به در نگاه کردم
که صدای پیامک گوشیم بلند شد
- آخر شـ*ـب آماده باش کوچولو
میام پیشت!!
هـــان؟!
چند لحظه هنگ به اسکرین گوشی خیره موندم
امر دیگه ای نداشت اعلیحضرت؟!
چند لحظه بعد
بلافاصله پیام بعدیش اومد
- فکر دور زدن به سرت نزنه
که عصبی میشم
و اون وقت فکر نکنم خوشت بیاد قشنگم!!
تهدید داخل حرفشو از پیامکم احساس میکردم
اما خوب من لیام
اگه به حرفش گوش میکردم باید بهم شک میکرد
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
#پارت_22
با خیال راحت لباسامو عوض کردم
صدای در اتاقش اومد که ریز خندیدم
و با خودم شمردم که الان به طرف اتاق من میاد و میبینه قفله و حالشو میگیرم
مردک خارجکیه مغرور
اصلا مرگ بر آمریکا
والا کی به کیه شاید این چشم آبی وحشیام جزو همونا به حساب میاومد.
البته این دو رگه بود
اگه ناقص میشد چی؟
شبیه دیوونه ها خدا نکنه ای گفتم
ظالم نبودم که
اینهمه جذابیت برای مردن و تلف شدن یا ناقص شدن حیف بود
شمارشم تموم شد و نیومد. پوکر به در نگاه کردم
که صدای پیامک گوشیم بلند شد
- آخر شـ*ـب آماده باش کوچولو
میام پیشت!!
هـــان؟!
چند لحظه هنگ به اسکرین گوشی خیره موندم
امر دیگه ای نداشت اعلیحضرت؟!
چند لحظه بعد
بلافاصله پیام بعدیش اومد
- فکر دور زدن به سرت نزنه
که عصبی میشم
و اون وقت فکر نکنم خوشت بیاد قشنگم!!
تهدید داخل حرفشو از پیامکم احساس میکردم
اما خوب من لیام
اگه به حرفش گوش میکردم باید بهم شک میکرد
نویسنده: خودم
اصکی ممنوع
- ۴.۴k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط