بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی

بلدم شعر دو چشمت بِسُرایم به دَمی

معنی واژه ی دل بردن و بستن بلدی؟

بلدم پل بزنم از دل خود تا به دلت

پای یک شاعر دیوانه نشستن بلدی؟



‌‎‌
‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‌‌‎‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱۴)

خوش به حالِ بوته ی یاسی که در ایوانِ توست....میتواند هر زمان...

قد وبالای تورا ماه ندارد گل مناینقدر چانه نزن راه ندارد گل م...

گفتا که می بوسم تو را گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسیگفتم ...

آن‌همه ناز و تنعُّم که خزان می‌فرمودعاقبت در قدم باد بهار آخ...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط