ای فلک ذات تو هر روز روالی دارد
ای فلک ذات تو هر روز روالی دارد
در سر از گردش بیهوده خیالی دارد
نه همین خاطر من از تو ملالی دارد
هیچ کس نیست در این پرده که حالی دارد
صورت حال در این پرده ندیدست کسی
نه چنین صورت حالی بشنیدست کسی
از جفای تو به تنگم، دل سنگی تا کی؟
نیستی خانه مور این همه تنگی تا کی؟
گاه رو به صفتی، گاه پلنگی تا کی؟
ای دغل! با من یکرنگ، دو رنگی تا کی؟
این چه رنگی است که گه شیشه و گه سنگ شوی
هیچ رنگی به از این نیست که بی رنگ شوی
در سر از گردش بیهوده خیالی دارد
نه همین خاطر من از تو ملالی دارد
هیچ کس نیست در این پرده که حالی دارد
صورت حال در این پرده ندیدست کسی
نه چنین صورت حالی بشنیدست کسی
از جفای تو به تنگم، دل سنگی تا کی؟
نیستی خانه مور این همه تنگی تا کی؟
گاه رو به صفتی، گاه پلنگی تا کی؟
ای دغل! با من یکرنگ، دو رنگی تا کی؟
این چه رنگی است که گه شیشه و گه سنگ شوی
هیچ رنگی به از این نیست که بی رنگ شوی
- ۱.۰k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط