اگر چه اجبار بود
اگر چه اجبار بود
پارت پانزدهم ( فصل اول )
و همونجا رو مبل ها خوابیدیم....
ویو ات ...
با احساس گرما از خواب بیدار شدم هوا تاریک شده بود یه قلتی تو جام زدم که یادم افتاد من که اینجا نخوابیده بودم ...
سریع رو تخت نشستم که سرم به تاج تخت خورد و بدجور درد گرفت .
به ساعت کوکی کنار دستم نگاه کردم که ساعت ۸:۰۰ شب و نشون میداد دوباره رو تخت دراز کشیدم پتو رو پایین تر کشیدم که دیدم یه لباس خواب توری توری باز که عمم از خارج آورده بود تنم بود .
حتما کار جونگ کوکه....
وای آبروی نداشتمم رفت حالا چیکار کنم ...
سرم و محکم کوبوندم به بالشت و یه جیغ فرا بنفش کشیدم که تو بالشت خفه شد ... دختره احمق .. دختره خنگ .. جونگ کوک ور پریده چرا لباسم و عوض کرد ؟
اهههههه ... آخه این دیگه چه وعظشه الان بهونه اومده دستش تا هی مسخرم کنه ... ای خداااااااا ...
از جام بلند شدم رفتم سرویس کارای لازم و انجام دادم اومدم بیرون یه لباس راحتی پوشیده پوشیدم موهام دم اسبی بستم یه رژ لب صورتی به لبام زدم و رفتم پایین که دیدم جنا داره فیلم ترسناک نگاه میکنه ...
صحنه های حساسش بود و جنا یه بالشت دستش بود و داشت فشارش میداد معلوم بود بدجور ترسیده ..
آروم رفتم بغل گوشش و یه جیغ کشیدم که دو متر پرید هوا و من پوفی زدم زیر خنده .
خ/ک = ای الهی بری زیر تریلی هیجده چرخ .... روانی ترسیدم ... عین جن میاد بغل گوشم آدم جیغ میکشه .
همونجور که داشتم از خنده قش میکردم گفتم .
ات = خ...خب تو که میترس..سی مرض داری نگاه میکنی
خ/ک = اصلا به تو چه مزاحم
بعد آروم و یواش گفت
خ/ک = راستی یه سوال .... بیا اینجا بشین
رفتم کنارش نشستم که تو گوشم گفت .
خ/ک = ......
_________________
ادامه دارد 🎀
راستی تا اینجا از فیک خوشتون اومد ؟؟🤔🧐
ادامه رو بزارم یا نه؟؟
پارت پانزدهم ( فصل اول )
و همونجا رو مبل ها خوابیدیم....
ویو ات ...
با احساس گرما از خواب بیدار شدم هوا تاریک شده بود یه قلتی تو جام زدم که یادم افتاد من که اینجا نخوابیده بودم ...
سریع رو تخت نشستم که سرم به تاج تخت خورد و بدجور درد گرفت .
به ساعت کوکی کنار دستم نگاه کردم که ساعت ۸:۰۰ شب و نشون میداد دوباره رو تخت دراز کشیدم پتو رو پایین تر کشیدم که دیدم یه لباس خواب توری توری باز که عمم از خارج آورده بود تنم بود .
حتما کار جونگ کوکه....
وای آبروی نداشتمم رفت حالا چیکار کنم ...
سرم و محکم کوبوندم به بالشت و یه جیغ فرا بنفش کشیدم که تو بالشت خفه شد ... دختره احمق .. دختره خنگ .. جونگ کوک ور پریده چرا لباسم و عوض کرد ؟
اهههههه ... آخه این دیگه چه وعظشه الان بهونه اومده دستش تا هی مسخرم کنه ... ای خداااااااا ...
از جام بلند شدم رفتم سرویس کارای لازم و انجام دادم اومدم بیرون یه لباس راحتی پوشیده پوشیدم موهام دم اسبی بستم یه رژ لب صورتی به لبام زدم و رفتم پایین که دیدم جنا داره فیلم ترسناک نگاه میکنه ...
صحنه های حساسش بود و جنا یه بالشت دستش بود و داشت فشارش میداد معلوم بود بدجور ترسیده ..
آروم رفتم بغل گوشش و یه جیغ کشیدم که دو متر پرید هوا و من پوفی زدم زیر خنده .
خ/ک = ای الهی بری زیر تریلی هیجده چرخ .... روانی ترسیدم ... عین جن میاد بغل گوشم آدم جیغ میکشه .
همونجور که داشتم از خنده قش میکردم گفتم .
ات = خ...خب تو که میترس..سی مرض داری نگاه میکنی
خ/ک = اصلا به تو چه مزاحم
بعد آروم و یواش گفت
خ/ک = راستی یه سوال .... بیا اینجا بشین
رفتم کنارش نشستم که تو گوشم گفت .
خ/ک = ......
_________________
ادامه دارد 🎀
راستی تا اینجا از فیک خوشتون اومد ؟؟🤔🧐
ادامه رو بزارم یا نه؟؟
- ۳.۵k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط