لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم

لب به احساس زدم مست شدم، فهمیدم
شاعران مست ترین طایفه هشیارند!

بی خود از حال شدن گرچه گناه است، ولی
شاعری جرم قشنگی‌ست اگر بگذارند!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

چرا دلش نمی‌گیرد؟مگر شهرشان غروب ندارد!ارس آرامی

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

بی تو سخت حال دنیا خوب نیستای حال دنیای بهترم، یادت بخیر...ا...

چرا دلش نمی‌گیرد؟مگر شهرشان غروب ندارد!ارس آرامی

KIM V

اسم رمان : رزق پارت سهویو زهرا با نور خورشید از خواب بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط