کلماتم را 

کلماتم را 
در جوی سحر می‌شویم 
لحظه‌هایم را 
در روشنی باران‌ها 

تا برای تو شعری بسرایم، روشن 
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام 
سخنانم را 
در حضور باد 
این سالک دشت و هامون 
با تو بی‌پرده بگویم 
که تو را 
دوست می‌دارم تا مرز جنون ..

شفیعی کدکنی

سلام..
صبحتون بخیروشادی..
دیدگاه ها (۱۷)

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

‌‌کلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی باران‌هاتا...

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

مرز جنونکلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی ب...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

کلماتم را در جوی سحر می‌ شویم لحظه ‌هایم را در روشنی باران‌ ...

کلماتم را در جوی سحر می شویملحظه هایم رادر روشنی بارانهاتا ب...

مرز جنونکلماتم رادر جوی سحر می‌شویملحظه‌هایم رادر روشنی بارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط