اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!
اکسیر من! نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی ی خواب ها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای تست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!؟


خدا جونم به حق قطره قطره این بارون رحمت همه مون رو ببخش و بیامرز!
خدا جونم بازم خیلی خیلی شکر بابت همه چی
دیدگاه ها (۱)

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایم چو گلدا...

چه فکر می کنی ؟که بادبان شکسته زورقِ به گل نشسته ای است زندگ...

ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﺩﻝ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺍﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﻤﺎﻥ، ﺍﯼ ﺷﮑﻮﻩ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ! ...

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با دل...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

تجرید عشق

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

دوباره دیدنت شده تمام آرزوی منبرای خاطر خدا شبی به دیدنم بیا...

راستش تا قبل از اینکه مادر بشم، نمی‌فهمیدم «مادر» بودن یعنی ...

عاشقانه های شبنم حرم

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط