پارت

پارت ۵۲
جیمین قلبش تند میزد میزد و ا.ت مشغول تمیز کردن آشپزخونه و مرتب کردن وسایل ورزشیش بود.
که گوشی جیمین دوباره زنگ میخوره ا.ت میزاره روی میکروفون تا جیمین هن بشنوه
ا.ت:بفرمایید
جنی:بازم توی هرزه؟؟؟؟
جنی:چرا دست از سر جیمینم برنمیداری هااااااااا
جنی:ولش کننننن جیمین من رو ول کننننننننن
ا.ت:ببخشید چی؟(با شک)
جنی:دست از سر موچی کوچولو ی من برداررررر
ا.ت:بغضش میگیره
گوشیو پرت میکنه و میده به جیمین و حیمین ذو از خونه میندازه بیرون گم شو بیرون(داد)
در رو میبنده و قفلش میکنه گوشه ی سالن میشینه و گریه میکنه جیمین هم میره واحد بغلی خونه ی هیونجین(هیونجین برگشته بود)

ویو فردا/
ا‌.ت از خواب بیدار میشه میره صورتش رو میشوره دوش میگیره و میره آشپزخونه یک لیوان آب برمی‌داره ولی وقتی میخواست لیوان رو بزاره سرجاش چشمش سیاهی میره و سرش گیج میره و لیوان از دستش میوفته میشکنه و یک تیکه شیشه میره توی پای ا.ت.
جیمین و هیونجین تند تند در میزنن
هیونجین:باز کنننن ا‌.ت باز کننن
یونجون:چیشده هیونگ؟
هیونجین:ا.ت یک چیزی رو شکست یعنی یک مشکل
ا.ت:خودش رو تا در میکشه و در ذو باز میکنه و میره توی سالن روی مبل میشینه که توی این مسیر شیشه بیشتر توی پای ا.ت فرو میره و باعث میشه آروم بگه 《آخ》
هیونجین کنار پای ا.ت میشینه که پاش رو برسی میکنه
هیونجین:این..شیشه رفته توی پات
جیمین: هیونجین رو کنار میزنه و پای ا.ت ذو میبینه
جیمین:این..باید جراحی شه
ا.ت:عمرا از روی جسدم رد شی اگر جراحی کنم
جیمین:داره میرسه به رگت باید جراحی شی
یونجون:کجا باید جراحی شه؟
جیمین:میبرمش بیمارستان پدرم
یونجون و هیونجین:فکر خوبیه..

ادامه دارد..
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵۳جیمین ا.ت رو برد گذاشت تو ماشین و راه افتادویو وسط را...

پارت ۵۴جیمین: یعنی چی آروم پیش برم؟پ.ج:توی رابطه ی دوستیتون ...

های گایز.....خوبین؟آم میگم که من دیگه نمیتونم فعالیت کنم بخا...

پارت ۵۱جیمین:دکتر دکتر به هوش اومددددکتر:برو توجیمین: مرسییی...

خون آشام پنهان ۱۶

خون آشام پنهان ۱۹

Part7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط