P

P12🦋






صبح//






جیهوپ«صبح زود از استرس امروز بیدار شده بودم تقریبا سه ساعت دیگه وقت عمل نارا بود همه ی پسرا اومده بودن و الان تو اتاق نارا بودن






-بنظرتون الان نباید بیدار بشه؟
نامجون=اره یکی بیدارش کنه
جونگکوک=نارا جان نارا عزیزم{آروم تکونش میده}
&{بیدار نمیشه}
-خوشگلم بابایی بیدار شو{موهاشو نوازش میکنه}
شوگا=نارا عمویی چشمای خوشگلتو باز کن






نارا«با سر و صدایی ار خواب بیدار شدم دیدم بابام و عمو هام دارن منو صدا میزنن






& بابا
-بلاخره بیدار شدی
&ساعت چنده مگه
جیمین=نگران نباش هنوز سه ساعت وقت داری
جین=پرنسس هنوز خوابیا بیدار شو
&نه بیدارم عمو ویندوزم نیومده بالا
-{میاد میشینه کنار تخت و موهاشو آروم شونه میزنه}
تهیونگ=فرشته کوچولوی ما که نمیترسه؟
&نه عمو
نامجون=تو خیلی شجاعی خوشگلم{بغلش میکنه}
& مرسی عمو
جونگکوک=اره واقعا
&بابا
-جان دلم
-پس کی وقت عملم میرسه خسته شدم دیگه
جین={میشینه کنارش و بهش نزدیک میشه و آروم میکشتش تو بغلش} قربون شکل ماهت برم عمویی اینقدر بیتاب نباش
-اره دخترم یکم صبر کنی وقتش میرسه







ادامه دارد.‌‌..
دیدگاه ها (۱۲)

P13🦋&باشه {دستای جین و بغل میکنه و سرشو میزاره رو ساعدش}شوگا...

#سناریو موضوع=وقتی دختر کوچولوشون نصفه شبی خواب بد میبینه و ...

P11🦋¥وقتتون تموم شد اگه امکانش هست اتاق رو خلوت کنید فقط یه ...

P10🦋اتاق//-دخترم{اومد پیشش و دستشو محکم گرفت}&بابا{ضعیف}-چیک...

P6🦋&{تو بغلش به خواب میره}-{پیشونیشو میبوسه} خیلی خوشگلی دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط