زندگی آهسته تر من خسته ام

زندگی آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بسته ام
زخم پایم درد دارد٬ صبر کن
تا کسی مرهم گذارد٬صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمی
شاید از ابری ببارد شبنمی
وادی رویای من اینجا نبود
روح من همبازی شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیاهی ها تلاطم کرده ام
صبر کن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم .....
دیدگاه ها (۱)

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به ...

‌عاشقم، بی کینه ام اما تو میفهمی مگردرد دارد سینه ام اما تو ...

این فووووق العاده ترین متن همه عمرم بودﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫ...

این فووووق العاده ترین متن همه عمرم بودﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫ...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط