پاییز می شوم

پاییز می شوم
در نگاه تو
وقتی آشنا نیست نگاهم برایت
پاییز می شوم
در حس خود
وقتی آشنا نیست
این حس
حتی برای خودم !
پاییز می شوم
در این برگ ریزانِ
حس های آشنا !
و بارانی
در این برهوت بی حسی !
من بی تو ، خود پاییزم
زاده بهار ... حوالی پاییز !
تو بی من
پاییز را چگونه حس می کنی؟
پاییز می شوم
اما فرو نخواهم ریخت
هنوز آنقدر برگ های زرد را شبیه نیستم!
پاییز میشوم
و می بارم
همچون باران های پاییزی
بی دعوت ... ناگهانی ... زود گذر ... سرد ... اما زیبا !
من از پاییز می ترسم
سردم شد
مگر کجای این کلمات
دیگر نفس نکشیدی ؟!
پاییز شدم
حتی اگر بیایی هم
برای آمدنت دیر است !
بیا ..
******************
دیدگاه ها (۱)

کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ ببین رفتی ومن با ابرها...

هر تکّه از دنیای من، از ماه تا ماهی... هر قدر، هرجا، هر زما...

هر از گاهی زنگی بزن سراغی بگیر پیامی بده احوالی بپرس خیلی نگ...

خدایا هفت میلیارد نفر مال تو این یک نفر مال من ♥

تولد بچمههههتولدت مبارک ای زیبا رو........ میتوانم یگویم تو ...

من اکنون به تو اندوه خواهم دادبه تو اندوهی خواهم داد که از ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط