من میمونم مثل مرد, تو زندگی کن مثل ترسوها...آخرش تو یه جا
من میمونم مثل مرد, تو زندگی کن مثل ترسوها...آخرش تو یه جای سردبخواب, اما لالایی های منو توی گوشات نگه دار...غصه نگو. فقط بگو بهم آخر غصت کلاغه به خونش میرسه یا نه...اینو به بچمم میگم اگه بمونه یادم...درس اول کتاب خیابونه من اینه:آن مرد با چوب آمد, واسه جنگ...اونم یه عوضیه مثل توهه, یه عوضی مثل من...راز باش ولی فاش نشدنی, توقفس باش ولی رام نشدنی...پاک باش...حتی اگه دوست داری عکس همه باش, ولی قاب نشدنی...مثل آدمهای بد الکی خوب حرف نزن, واسه هر مزخرفی الکی کف نزن...خوشحال باش واسه چیزایی که داری...نترس, ترس واسه آدمهای عاقله نه من...قافیه ها رو بزار کنار و اصل مطلب رو بچسب, عادت دارم حرفم رو بگم...ماه باش واسه شبهات, راه باش واسه پاهات...راننده باش ,فرمون رو دست خودت بگیر و دنده بده وگاز...دکتر باش واسه دردهات, مرحم باش واسه زخمهات, روشن باش واسه فردات...تو خودتی و خودت اینو قبول کن از من...اوستا کار پادو نمیشه, کسی خوشبختی رو به تو کادو نمیده...پس بجنگ واسه چیزی که میخوای...
- ۹.۳k
- ۰۲ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط