سناریو بادشکن

سناریو بادشکن
موضوع:اولین روز تابستون چیکار میکنید؟
(این موضوع درخواستی نیست داشتم بستنی میخوردم یهو بهم الهام شد)

ساکورا:خب ساکورا تو فورین درس میخوند و مشخصا این ۹ ماه براش مثل بهشت بود به یک شهر جدید اومده بود میرفت یکی از معروف ترین مدرسه های شهر هر روزش عشق و حال بود دوستای جدید پیدا کرده بود و یاد گرفته بود ک به مردم اعتماد کنه اما اما ا.ت ی بنده خدا تو مدرسشون از این خبرا نبود هر روز ۷ صب پامیشد میرفت مدرسه باید پیکمی کلاسو تحمل میکرد و تلاش میکرد به بدبختی نمره های خوبی بیاره ساکورا درکی از این قضیه نداشت ولی میدونست خیلی بهت خوش نمیگذره و مدرسه ات مثل فورین خفن نی پس روز اول تابستون اومد دستتو گرفت بردت کافه کوتوها(درست نوشتم اسمشو؟) و باهم ی املت برنج زدید تو رگ بعدشم کلی تو شهر دور دور کردید و خلاصه هرچی اون ۹ ماه بهت فشار اورده بود رو توی روز اول تابستون فراموش کردی و بیشتر از همه از این لذت بردی که ساکورا بهت اهمیت میداد

نیری:تو کل تایم مدرسه خودش بهت درس میداد و وسطش کلی میخندیدین و مدرسه قابل تحمل تر شده بود روز اول تابستونم دستتت رو گرفت بردت سینما و راجب هر بازیگر بهت توضیح داد مغذت داشت کم کم از این همه اطلاعات دود میکرد ولی خلاصه حال داد

سوئو(میدونم از این برادر انتظارات بالایی دارید و من به عنوان پری سناریو نویس اینجام تا انتظاراتتان را براورده کنم): خب از اونجایی که مدرستون گفته بود تا اخرش باید بیاید و اگه نیاید نمره تون رو کم میکنیم به ناچار روز اخر مدرسه هم پاشدی رفتی کلاس خسته کننده بچه های رو مخ و پیکمی همه چیز مثل همیشه بود زنگ اخر که خورد رسما داشتی از خستگی میمیردی پیکمی کلاسم بغلت داشت را میومد و با دوستاش جیغ جیغ کنان راجبت تو روت غیبت میکرد و چرت و پرت میگفت ولی همه چیز وقتی رسیدی به در خروجی مدرسه عوض شد چون سوئو با لباس شخصی(منظورم اینه ک لباس بوفورین تنش نبود یچی جذاب تر خودتون تصور کنید من بلد نیستم) به در مدرسه تکیه داده بود و منتظرت بود چشماش با دیدنت برق زد و گفت:خسته نباشی،نظرت چیه بریم یکم خوشبگذرونیم که این ۹ ماه کامل از یادت بره ؟ قبل از اینکه متوجه بشی تبدیل به گوجه فرنگی شده بودی چون تاحالا سوئو رو با لباسی غیر از یونیفورم فورین ندیده بودی و ناگهان سوئو برات ۱۰ برابر جذاب تر شده بود همه ی دخترا با تعجب و حسادت بهت نگاه میکردن و پیکمی کلاستون داشت از حسادت منفجر میشد ولی در اخر سوئو اومد دستت رو گرفت و بردت دور دور و حسابی خوش گذروندید

کاجی:روز اول تابستون اومد در خونتون و پشمای مامانت ریخت ولی تنها کسی که پشماش ریخت مامانت نبود خودتم بودی چون کاجی هدفونش دور گردنش بود و موهاشو داده بود عقب(گرفتید چی میگم دیگه جوری که با ژل موااشونو میدن عقب واسه مهمونی های مجلل و اینجور چیزا ) یه تیشرت سفید تنش بود و شلوار مشکی(با اینکه دخترم اسم هیچ نوع از شلوارا و لباسارو بلد نیستم خودتون یه شلوار مشکی در نظر بگیرید از هر مدلی که میخواید ک با تیشرت سفید بیاد) اب نبات نمیخورد و اروم و محترمانه حرف میزد به مامانت نگاه کرد و اروم گفت:خانوم جسارتا اجازه دارم دخترتون رو واسه امروز قرض بگیرم؟ و با همین حرکت مخ مامانتو زد و مامانتم از خدا خواسته که همچین گل پسری دومادش بشه تورو دودستی داد خدمتش کاجی هم یه لبخند اروم زد و دستت رو گرفت و رفتین تو شهر کلی خوش گذروندین

اومه میا:دوست دختر اومه بودن به این معنا که تو هر روزت پر از خوشگذرونیه تو طول سال تحصیلی بارها اومده بود و وسط کلاس های خسته کننده تو رو برده بود فورین و کلی بهتون خوش گذشته بود مدرسه ات هم قبول میکرد و میزاشت بری چون میدونست اومه رئیس بوفورینه و معلمو و مدیرو کل مدرسه بهش بخاطر نجات جونشون و یا نجات جون عزیزانشون بده کار بودن پس همیشه چون دوست دختر اومه بودی یجورایی پارتی بازی داشتی روز اول تابستون هم اومد از مدرسه اتون گرفتت بردت فورین و تو راه برات بستنی خرید رفتین رو سقف مدرسه و کل روزو باهم حرف زدین و خندیدین البته یکمم باغبونی کردید


سوگیشیتا:ایشون به نصحیت اومه میا ورت داشت اوردت فورین ناگفته نماند که پشمای کل مدرسه ریخت رفتین پشت بوم ور دل اومه میا و سوگی اومه رو بهت معرفی کرد و باهم تو کارهای باغبونی به اومه کمک کردید و ناگفته نماند اومه روتون کرمم میریخت مثلا شیلنگ اب رو میگرفت سمتتون و خیس ابتون میکرد ولی سوگیشیتا هربار میکشیدت تو بغلش و به روش خودش مراقبت بود

سوگوارا(کله هویجیه عضلیه ای):روز اول تابستون بردت زمین تنیس باهم کلی تنیس بازی کردید بعدشم برات میلک شیک توت فرنگی خرید حال کردی خلاصه

☆جا نشد تو ی پست الان پست بعدی رو میدم ادامه شه☆
دیدگاه ها (۱۳)

ادامه...کیریو(دروغ نگم حین بستنی خوردن داشتم باهاش سناریو می...

☆سناریو بادشکنموضوع:اگه جلوشون اب نبات بخوریم و اونها منحرف ...

منم ازینا برام بکشید لطفا پست کنید تگم کنید که ببینم ذوق کنم...

باد شکن شیطان مو قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط