” مــشکل‌ایـنجا‌بـود؛

” مــشکل‌ایـنجا‌بـود؛
اون قدر که من به تو فکر می‌کردم،
تو نمی‌کردی.
اون قدر که من دوستت داشتم، تو نداشتی.‌ ‌
تو در مقابل من، کور می‌شدی،
کر می‌شدی و لال می‌شدی.“
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

من داشتم زندگیم رو می‌کردم، تو فقط رد شدی و جونم بهت گیر کرد...

هیونجین در بابِل عکس فرستاد📸✨️🤍:🥟:داشتم فکر می‌کردم به کی چش...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

تقدیم می‌کنم از آقای ح********امیدوارم که تو این جهان هیچ مر...

چند پارتی

داشتم به سمت اتاق پادشاه میدویدم که ناگهان چاقویی تا ته داخل...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

من برای خودم شهر عروسک ها داشتم کل اتاقم مثل یک شهر بود که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط