پدر رفت

پدر رفت
پدر آهسته از دنیا رفت
پدر در اخرین دیدار سرد دیدنها
زمانی ک محبت اهسته اهسته میبارد برای آغاز بودنها
میان کهکشانی از غم و سرما و حسرت
بست چشمان ماهش را
پدر تنها و اهسته از این دنیا
بست بارش را. ....
وقتی هستن قدرشونو نمیدونیم وقتی میرن واسه تک تک لحظه هایی ک میتونستیم باهاشون باشیم حسرت میخوریم
دیر نشده پاشین برین دستاشونو ببوسین
مگه اونا واسه محبت بهتون دنبال بهونه بودن؟
پس دنبال بهونه نباشین
خم شدن جلوی پدر و مادر افتخاره ک نصیب هرکسی نمیشه

خاک زیر پای پدر و مادر همتونم
دیدگاه ها (۳۹)

‍آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدمعلتش پـول نبودانعڪاسِ جُوڪ ...

به حکم "چشم هایت"می نویسم نامه ای دیگر .."دلم "را در میان نا...

تولد داداش حسن هستش یکی داداشای بامرام و بامعرفت ویس خواستم ...

به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط