آمدم با غزلی ساده ولی تکراری

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری

لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری

من همه درد خودم را به تو گفتم جانا!

اینکه درمان بکنی یا نکنی؛...مختاری!💟 💟
دیدگاه ها (۱)

انصاف نیست در این شهرتلخی دو فنجان قهوه و سنگینیِ سکوت صندلی...

پر آب دو دیده و پر از آتش دلخاکِ ره او شدم به بادم برداد...💠

(اسم: نقطه شروع کنسرت p, 4) (ویو هنا) تو دلم به خودم افری...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

عشق منp2۴صبح شده بود از درد زیر دلم بلند شدم زیر دلم تیر میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط