شبیه کودکی کورم که از دیوار می ترسم

شبیه کودکی کورم که از دیوار می ترسم
از این دنیای تاریک و چُنین غم بار می ترسم

چنان لرزیده ام از سر بریدن های کوبانی
نه تنها ملحِدم، از دین و از دیندار می ترسم

از آن قرآن به روی نیزه ها خورشید را کشتن
از آن الله اکبر گفتن و اذکار می ترسم

خداوندا چه شب ها نام تو آرامش دل بود
ولی از نام تو بیش از همه این بار می ترسم

ببین بوی تعفّن از مرام و نامشان پیداست
از این بوی تعفن، لاشه ی مردار می ترسم

میان پنجه ی شیر است مردن مایه ی حسرت
من از دندان نیش و زوزه ی کفتار می ترسم

سیاهی تیره گی هر روز بیش از پیش پابرجا
من از نام خدا بر بیرق کفّار می ترسم

خرابم در خودم چون کُپّه خاکی بر زمین مانده
هم از باد و هم از باران هم از آوار می ترسم

خداوندا بترس از آه مظلومان کوبانی
که از آلودن نامت به این اشرار می ترسم
دیدگاه ها (۱)

زن مانده بود و زخم هایی استخوان سوزنا گفته هایی از غروبی اسم...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط