آتش زده‌ام دفتر و دیوان و غزل را

آتش زده‌ام دفتر و دیوان و غزل را

باشد به غلط وعده دیدار نگویید!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

در هر گره زلف او شبم هزار شدیکشب را که گفت که هزار نشد؟!#ارس...

مثل آن شانس که یکبار می‌زند در را در خواب بودم، که نازنین آم...

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاداز چشم پری به چشم من چشم افتا...

لحظه‌ای بر تار مویش شاعری کردم ولیبرف و بوران از غضب بارید و...

#السلام_علیک_یا_صاحب_الزمان جمعه‌ های انتظار سلام آقای مهربا...

# نگران نباشید تو فکرش هستیم چنان شوتش کنیم که از دهاتی که ب...

«حکایت لسان الغیب »چون حافظِ شیرازی، آن رندِ بی‌پروا و عاشق‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط