شاید تو ...

[شاید تو طبیعت باشی! چشمانت به سرسبزی جنگل است و موهایت به لطافت قاصدک ها...لب هایت سرخ تر از گل های وحشی اند و لبخندت همانند پرتو های آفتاب؛ شاید تو فرشته ای باشی که خدا روی زمین گذاشت که یادآور خودش باشد ...شاید تو آمدی تا فرشته ی من باشی و از سردرگمی وجودم رهایی ام دهی! شاید هم آمدی تا مرا به باور معجزه سوق دهی؛ اما شب ها از خدای مسیح تورا هزاران بار میخواهم و بعد به خواب میروم...در خواب تورا میبینم و خدا تورا به من هدیه میدهد!]
دیدگاه ها (۰)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

سورپرایز....

ژنرال من..ژنرال شب های دلتنگی و بی پناهی من..ژنرال روزهای تا...

کاش میشد دستت را بگیرم و در میان ازدحام شلوغی این شهر غریب ت...

آسمان روشن است،چشمانت دیده میشوند ، آسمان فروغ میخواند ، من ...

من چی هستم؟

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

"وقتی میگیم: خدا کند که بیایی""شاید او می فرماید خدا کند که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط