گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق راز داری ! کو دل پر طاقتی ؟
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی
تا نسیم از شرح عشقم با خبر شد ، مست شد
غنچه ایدربادپرپرشدولی کو غیرتی ؟
گریه می کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی
روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی
بس که دامان بهاران گل به گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی
من کجا و جرات بوسیدن لب های تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی
دیدگاه ها (۳)

خدایا داد از این دل داد از این دل نگشتم یک زمان من شاد...

تو خاطر خواه زیاد داری عشقم می دانمدست بالای دستم بسیار است....

تقدیر چنین است دلم گیر تو باشدهر لحظه نگاهم پی تصویر تو باشد...

ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍیت ......ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺷـﻮﺩ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط