صبح یعنی...

صبح یعنی...
صدای چلچله ای...
از ته مانده ی...
عشق بازیهای شب...

صبح یعنی...
جیک جیک گنجشککانی که...
با شیطنت عشق بازی می کنند...

صبح یعنی...
عطرته مانده ی ...
عاشقانه ی شب بوها...

صبح یعنی...
عطر گل یخی که...
در یخبندان دلها...
عاشقی را یاد آوری می کند...

صبح یعنی...
کاکتوسی که...
عشق را با گل دادن...
معنا می بخشد...

صبح یعنی...
تو...
تویی که ...
تا چشم باز می کنم...
بوسه برچشمانم...
می گذاری...

صبح یعنی...
ته مانده ی عشق شب را...
لمس کردن...

صبح یعنی...
روز را با تو ...
با تو...
و..
با تو...
شروع کردن...
یعنی عشق را نوش کردن...

صبح...
و
صبح...
و
صبح.
دیدگاه ها (۵)

.دعوتم امشب به جشنی بی فروغ میکنم خوشحال دل را با دروغ میزبا...

.بغلم کن ....نه سوالی ... نه جوابی .. بغلم کن که تو..آن کهنه...

Kim Mansion

✍🏼جدایی،آن پایانِ ناتمامِ یک داستان است؛همان‌جا که کلمات تما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط