باورم نمیشود....

باورم نمیشود....

کدام رفتن؟؟؟

من هنوز میان دستهای تو
میخوابم....

میان چشمهای تو
میگریم.....

میان افکار تو
میدوم....

حالا

باور را باور نمیکنم

کور میشوم

رفتن را نخواهم دید
دیدگاه ها (۱۰)

در خیابان های شب دیگر جایی برای قدم هایم نمانده است زیرا که ...

بی ایمان است.. آنکس که وقتی.. جاده تاریک میشود.. سخن از وداع...

به خاطر آوردنت رادوست دارم ...چه زیبامرا از هم می پاشی!

دستم را بگیر!همین دست برایتترانه عاشقانه نوشتههمین دست، سوخت...

adopted fatheپارت 16دکتر.من دیگه میرم_ همه تو شک بودن...هانی...

هرماینی دراکو

وقتی براداتن...پارت ۳که ات نتونست تحمل کنه و رفت سمته سوزی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط