پارت

پارت ۱۵
ویو ساعت چهار صبح/
ا.ت:بیدار شدم و تند تند مسواک زدن یک آرایش لایت کردم و لباس مخصوص عملیات رو پوشیدم و رفتم پایین که یک چیزی بخورم و برم شرکت
تهیونگ:بیدار شدم و مسواک زدم موهام رو مرتب کردم و لباس جاسوسیم رو پوشیدم رفتم پایین یک چیزی بخورم برم شرکت
ا‌.ت و تهیونگ یک صبحونه ی خیلی کوتاه خوردن و سوار ماشین شدن به سمت شرکت

ویو جیمین/
دیروز که ا.ت قاطی کرد و از شرکت رفت رفتم خونه و کارام و کردم و یکم تمرین کردم و خوابیدم صبح رفتم صبحونه کوتاه خودم موهام رو درست کردم و لباس عملیات پوشیدم و رفتم سمت شرکت

ویو شرکت/
جیمین:پس شد همه سر ساعت پنج سر جاهای خودتون حاظر باشین که رئیس دستور بدن عملیات شروع شه تعظیم کرد و نشست سر جاش
ا.ت:مرسی جناب پارک و دوربین هایی که پیت جلوتون میزاره رو روی لباس هاتون بزارین که بتونیم به موقع نیروی کمکی بفرستیم
تمام افراد حاظر در عملیات:چشم رئیس و دوربین رو روی لباسشون گذاشتن

رسیدیم بع مقصد و همه سر جاهای خودشون وایسادن...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۶ویو عملیات/ا.ت:حرکت کنید(توی بیسیم)جیمین:دستش رو به ن...

پارت ۱۷ویو جیمین/بعد از اینکه ا.ت منو از توی کشتی کشید بیرون...

پارت ۱۴ویو عمارت کیم/ا.ت:هوففففففففففففففففف ا.ت:مرسی پیت مر...

پارت ۱۳{ پنج سال بعد}خب خبکیم ا.ت ۲۴ ساله ملکه ی مافیاهای کر...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

عشق شعله ور یک مافیا

عشق خونین پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط