عشق اغیشته به خون

عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۳۴

ای چون آه ای کشید سپس روبه رو مین جی روی صندلی تختی نشست : وای مین جی .. تو همیشه اینجوری جدی و محکم خوشگل ولی با ارائده بزرگ .. همینت منو عاشق خودت کرده
مین جی با نگاه سرد زل زد بهش .. و بی حال گفت : گفتم میری پس میری وگرنه تهیونگو صدا میزنم
ای چون تند بلند شد و نزدیک به مین جی ایستاد : ترو خدا داد بزن.. داد بزن دیگه
مین جی از خشم صورتش را به طرف دیگری برد .. صدا باز شدن در به کوشش خورد و از خدا خواست تا تهیونگ نباشه .. این را از ته قلبش میخواست ولی آن صدا بم ، آن لحن آتشی ، ام گام های تند ، ماله خودش بود ..
تهیونگ: اینجا چیکار میکنید .. ها .. محکم و عصبی گفت سپس یقه ای چون را محکم گرفت مین جی تند کنارش ایستاد و آروم گفت : ترو خدا آروم باش سالن پر از مهمونه
تهیونگ بدون توجه به سخنان همسرش محکم تر یقه ای چون را گرفت و به دیوار چسپاند : با کدوم جرعت به زنم نزدیک شدی ها ..
ای چون خونسرد خندید : بیخیال آروم بگیر .. من که کاری باهاش نکردم
تهیونگ محکم تر یقه او را گرفت ولی مین جی تند تر گفت : ترو خدا تهیونگ
بازو مردش را گرفت ولی او به حدی عصبی محکم دستش را پس زد که باعث افتادنش روی زمین شد .. آخ زیر لبی گفت .. ولی این ای چون بود که با ترس داد زد : مردک عوضی زخمیش کردی ... حالا ای چون هم بود که محکم یقه لباس تهیونگ را گرفت : آخه تو چی از مین جی میدونی ها .. من ده ساله که اونو میشناسم
تهیونگ پوزخند زد : ده ساله .. ولی من از ۲۸ سالشگیش اونو نامزدم می‌دونم .. حالا هم گورتو گم کن
محکم ای چون را وارد اتاق کرد و با لحن خشن ای گفت : گمشو تا ترو هم زیر پاک لح نکردم .. ای چون نگاه آخرش را روی مین جی قفل کرد و رفت . تهیونگ عصبی پیشانیش را لمس کرد .. ولی به یاد مین جی تند سمتش هجوم برد و کنارش زانو زد
.دخترک بغل آلوده به زمین خیره شد تهیونگ دست او را گرفت ولی همچنین دخترک تند دستش را پس زد : ولم کن
و به سختی بلند شد تهیونگ شرمنده نگاهش کرد و جلو مین جی ایستاد
. دخترک گام برداشت ولی مردش مچ دست تو را اسیر گرفت : ببخشید اصلا نفهمیدم که چطور هولت دادم تو حال خودم نبودم
مین جی تند تر گفت : گفتم ولم کن ..
گام آرامی برداشت ولی با احساس سرگیچی پاهایش سوست شدن تهیونگ تند دستش را دور کمر او انداخت و سمت خودش نزدیک کرد نگران موهای روی پیشانی اش را کنار زد : خوبی همسرم
مین جی : مگه مهمه برات
دیدگاه ها (۱)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۵تهیونگ تند تر مین جی را روی صندلی...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۶نامش عشق بود درونش داغون وجودش مت...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۳میون‌شی در کسری از ثانیه با گام س...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۳۲امشب شب خواستی بود .. حتی برای جو...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩پارت ۱۳۰مین جی اشک هایش را آ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۵من دوست دارم عاشقتم میفهمی .. جور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط