آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part72

من:چییی من نمیام


بابا:ای بابا نفس جان لج نکن دیگه دختر کل زندگیم دستشه

من:بابا من اصلا ازش خوشم نمیاد

بابا:حالا برو ببینش شاید اومد

رسیدیم جلوی ی رستوران لوکس
پیاده شدیم و رفتیم داخل

رفتیم و سر میزی که آراد بود نشستیم

بابا:من یسری کار دارم میرم انجام میدم میام دنبالت نفس جان

آراد:خوب

من:چی خوب

آراد:این چه تیپی اع

من:چشه تیپم

آراد:شالت کو

من:اخه به تو چه پسره ی

آراد:تو اصن چشات ترس نداره نه دختره هرزه خودم آدمت میکنم

من:خفه شو بابا تو چیکاره ی منی که مثلا بخوای درستم کنی

آراد:شوهر آیندت

نیشخند مسخره ای زدم

من:جدییی؟

آرادبا لحن جدی گفت:نه بابا شوخی کردم

من:ببین من کس دیگه رو دوسش دارم و نمیزاره که بهم برسیم حتی اگه من بخوام فراموشش کنم و بیام سمت تو

آراد:سعیدو میگی؟ اونوکه خودم آدمش میکنم

من:تو غلط میکنی

آراد:تو چیکاره ی منی که بگی چیگار کنم چیکار نکنم؟ اختیار توعم خیلی زود به دست ن داده میشه بعد واسه من عمر میکنی که چیکار کنم؟


.... ..
دیدگاه ها (۶)

࣪˖ ִֶָ🍊تو ستاره هارو تماشا میکردی، با نور ستاره ها مسخ میشدی...

چرا آخرین بار ؟رحیماومدی رو طاق ؟خب ؛ اگه نمیومدی شاید دیگه ...

p2

part fourteen ::🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩🍈🍋‍🟩ا...

پارت ۵وییوی وونهو:شکه شدم از کارش به صورتش که نگاه کردم تو چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط