نمی دانم ڪجای جهانی.!!!

نمی دانم ڪجای جهانی.!!!
نمی دانم ابرهای سپید آسمانت
چند روز ،
چند ساعت
یا چند دقیقه دیڪَر می رسند به حوالی چشـــــم های من...!!!؟
یا چقدر طول می کشد تا  باد
هوای نفس های تو را در ریه هایم جاری کند؟!!
اما می دانم
به شوق بودن توست
اڪَر قلم بر پهنه ی سپید کاغذ می رقصد و دلبری میکند
 می دانی جانِ دلم
تو اڪَر نبودی
این واژه ها بغض می کردند
و این شعر ها
هرڪَز پا به این دنیا نمی ڪَذاشتند‌
تو اڪَر نبودی
جهان من چیزی نداشت برای دوست داشتن....
دیدگاه ها (۰)

سرد و سنگین بیایی اگر،چاره چیست؟جز اینکه با تمام شاخه‌هایم ش...

ما آدم‌های دقیقه نوَدیم.دقیقه نود یادمان می‌افتد چقدر کسی را...

برای هیچکس آن‌قدرها مهم نیست که تو تا چه اندازه غمگینی و دار...

دی ماهی جانامیدوارم امروز تمام شادی های جهانبه قلب تو سرازیر...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

پارت ۴:دیوانه ی بی عاطفه"تنها چیزی که در شب های سرد زمستان م...

درخت توت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط