همچون خودم

همچون خودم
خیالم نیز دو عینک در گریبان دارد
یکی برای فاصله های دور
و آن دیگر برای فاصله های نزدیک
دیروز
دورادور گذر کردی
اما خیال دست و پایش را گم کرد و
عینک مخصوص فاصله های نزدیک را بر چشم زد
و
افسوس
باز هم
ندیدمت...
دیدگاه ها (۲)

مقصر که ما نبودیممقصر همان هایی بودندکه از ابتدا لیلی و مجنو...

روشنی زیاد هم جالب نیست، آدم همه چیزو می بینه و همه اونو می ...

چشم های تو تنها آینه ایست؛که مرا به خودمزیبا نشان می دهد؛ .....

چه عجب آمدی و باز خیالم شده ایاز سر لطف تو این بار مجالم شده...

پارت ۱۷کاکاشی داشت تمام تلاشش را میکرد تا اره برقی ای را که ...

پارت ۱۱"من کجام؟"اوبیتو زیر لب زمزمه کرد، توی یک جنگل بزرگ ب...

{عشق یا انتقام؟...}part:8با حس سوزش و درد چشم هاش و باز کرد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط