پارت ۸

پارت ۸

ویو جیوو

تا در باز شد با کوک مواجه شدم

_ سلام

+ سلام

_ بیا تو


رفتم داخل..همه اعضا نشسته بودن..به همشون سلام کردم

_ جیوو اتاقت فعلا فقط چندتا وسیله توشه..
فردا پس‌فردا تموم میشه فعلا باید پیش یکی از اعضا باشی

+ خب اینجوری مشکلی نداره

_ نه

_ میخوای بیای اتاق من


کوک معلوم بود داره منفجر میشه


+ آخه

_ آخه نداره بیا

_ نخیر میاد توی اتاق من ( کوک )

+ باشه باشه من فعلا رو مبل میخوابم تا بعدا

_ عمرا

بعد هزارتا بدبختی شوگا قبول کرد که پیش کوک بخوابم..
رفتم داخل و چمدونم رو یه گوشه گذاشتم..
لباسام رو عوض کردم..
اومدم بیرون و رفتم کنار شوگا نشستم..
منو شوگا داشتیم باهم میگفتیمو میخندیدیم..




ادامه در پارت ۹...

خودم عااااااشق این فیکم..امیدوارم شما هم دوسش داشته باشین🍓🍭🎀
بای قشنگاممم🍭🎀
دیدگاه ها (۴)

چه یون چقد خوشگلهههه و کیوتههههه فداش شمممم🎀🍭🍓

ریو اون عشقممم

پارت ۷ویو جیوویهو یادم اومد کوک شمارشو بهم داده بود..سریع زن...

پارت ۱۱ویو اتالان حدود ۲۰ سال از ازدواج من و تهیونگ میگذره و...

پارت ۶ویو جیوواز بغل کوک در اومدم+ ببخشید منظوری نداشتم_ نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط