سناریو بلولاکBlue Lock Scenario
سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
موضوع : 👆تصویر بالا
پارت 2
پارت یک : https://wisgoon.com/p/QHDHOR6RT9 (🗿)
Alexis Ness/الکسیس نس
نس وقتی فهمید یهو از خواب بیدار شد : ا/ت خوبی؟
رود امد : بازم ؟؟ مراقب باش . کمکت میکنه بلند بشی بعد که روی تخت دراز میکشین سرت رو نازی نازی میکنه تا خودش خسته بشه بخوابه .
Akito Fukui/آیکو فوکویی
اولش تعجب میکنه ولی بعد بلندت میکنه میزارتش روی شونش و بعد میبرتت تو تخت و اهم اهم🤲📿 نماز شب میخونید .
Tabito Karasu/تابیتو کاراسو
فقط حسرت میخوره که چه خوابی دیدی که انقدر پرت شدی . بعد میشینه یه ساعت فکر میکنه چیکارت کنه . میزارتت رو تخت و دستوپاهاتو بغل میکنه و چنان قفل میکنه نمیتونی در بیای .
Jin Kiyora/کیورا جین
کیورا که لالا بود ، با صدای تو بیدار شد . اولش خواست بی محلی کنه اما دلش نیومد ، بلند شد اومد بالا سرت و بیدارت کرد: ا/ت ؟ حالت خوبه؟ . ا/ت : هومم؟ کیورا آب میاره و اره یجوری مراقبت میکنه که بعدش دوباره اروم میشی میری لالا
Yukimiya Kenyu/یوکیمیا کنیو
عینکش زد با سرعت اومد سمتت : ا/ت ؟ چی شده ؟. بعد که دید تو خواب راه رفتی خندید .
یوکیمیا : هههه ، از دست تو ترسوندی . بعد بیدارت کرد و گفت برو بخواب (برادر کمی خجالت میکشد).
Niko Ikki/نیکو اکی
ایشون با چشمای پف کرده : چیه ؟ چی شده ؟ جنگه ( برادر رفت تو شوک چون داشت خواب سرباز ایران رو میدید ) . بعد پا شد چشماشو مالید بعد فهمید کار توعه خیالش راحت شد . نزدیکت شد و دید پخش زمینی و خوابی مزاحم نشد رفت خوابید .
انگار به 3 پارت نرسید🗿🤲✨️ کاراکتر داشتین بگید اضافه کنم .
پایان .
موضوع : 👆تصویر بالا
پارت 2
پارت یک : https://wisgoon.com/p/QHDHOR6RT9 (🗿)
Alexis Ness/الکسیس نس
نس وقتی فهمید یهو از خواب بیدار شد : ا/ت خوبی؟
رود امد : بازم ؟؟ مراقب باش . کمکت میکنه بلند بشی بعد که روی تخت دراز میکشین سرت رو نازی نازی میکنه تا خودش خسته بشه بخوابه .
Akito Fukui/آیکو فوکویی
اولش تعجب میکنه ولی بعد بلندت میکنه میزارتش روی شونش و بعد میبرتت تو تخت و اهم اهم🤲📿 نماز شب میخونید .
Tabito Karasu/تابیتو کاراسو
فقط حسرت میخوره که چه خوابی دیدی که انقدر پرت شدی . بعد میشینه یه ساعت فکر میکنه چیکارت کنه . میزارتت رو تخت و دستوپاهاتو بغل میکنه و چنان قفل میکنه نمیتونی در بیای .
Jin Kiyora/کیورا جین
کیورا که لالا بود ، با صدای تو بیدار شد . اولش خواست بی محلی کنه اما دلش نیومد ، بلند شد اومد بالا سرت و بیدارت کرد: ا/ت ؟ حالت خوبه؟ . ا/ت : هومم؟ کیورا آب میاره و اره یجوری مراقبت میکنه که بعدش دوباره اروم میشی میری لالا
Yukimiya Kenyu/یوکیمیا کنیو
عینکش زد با سرعت اومد سمتت : ا/ت ؟ چی شده ؟. بعد که دید تو خواب راه رفتی خندید .
یوکیمیا : هههه ، از دست تو ترسوندی . بعد بیدارت کرد و گفت برو بخواب (برادر کمی خجالت میکشد).
Niko Ikki/نیکو اکی
ایشون با چشمای پف کرده : چیه ؟ چی شده ؟ جنگه ( برادر رفت تو شوک چون داشت خواب سرباز ایران رو میدید ) . بعد پا شد چشماشو مالید بعد فهمید کار توعه خیالش راحت شد . نزدیکت شد و دید پخش زمینی و خوابی مزاحم نشد رفت خوابید .
انگار به 3 پارت نرسید🗿🤲✨️ کاراکتر داشتین بگید اضافه کنم .
پایان .
- ۶۶۲
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط