عشق خونین یا

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸

قسمت چهارم

[مکان: مقر ماه خونین – شب بعد از مهمونی]
صدای پاشنه‌ی بلند لونا در راهروهای سنگی و مشکی مقر می‌پیچه. موهای مشکی‌ش تو نور کم سالن برق می‌زنه. آیلا با تبلتی در دست به سمتش میاد.
آیلا:
«اون دختره... مین‌جی. فکر نمی‌کنی خیلی راحت ظاهر شد؟ بوی تهدید می‌داد.»
لونا (با نگاهی سرد):
«بوی خون می‌داد. و وقتی بوی خون میاد، یعنی وقت شکار نزدیکه.»
از کنار هم می‌گذرن و درِ بزرگی که با رمز ۳ مرحله‌ای باز میشه، وارد اتاق فرماندهی میشن. بقیه اعضا دور میز نشستن.
جنی:
«کوک پیشنهاد همکاری داد. ردش کردی. نمی‌خوای یه بار هم شده با یکی هم‌مسیر شی؟»
لونا (بی‌حوصله):
«اگه قرار بود تکیه کنم، پادشاه مافیا نمی‌شدم.»
جیسو (لبخند‌زنان):
«ولی رد کردن اون پیشنهاد یعنی اعلام جنگ مین‌جی. ما آماد‌ه‌ایم؟»
لونا رو به آیلا می‌کنه.
لونا:
«شبکه اطلاعاتی چی می‌گه؟»
آیلا:
«مین‌جی داره دنبال سربازای جدید می‌گرده. قصدش جنگه.»
لونا:
«جنگ؟ پس بزار اول من اعلامش کنم...»
نور قرمز اتاق بیشتر میشه. صداش محکم تو اتاق می‌پیچه:
«اونا هنوز نفهمیدن با کی طرفن!»
[مکان: مقر کابوس شب – همزمان]
صدای آژیر ضعیفی توی اتاق‌های طبقه ۵۵ می‌پیچه. کوک با لباس مشکی و کت چرمی نشسته روی صندلی فلزی وسط اتاق شیشه‌ای. تهیونگ وارد میشه، فایل به دست.
تهیونگ:
«گزارش رو دیدی؟ مین‌جی به یه باند روسی نزدیک شده. می‌خواد تو خاورمیانه هم دست بندازه.»
کوک (با خونسردی):
«عجیبه... چطور انقدر زود حرصش گل کرد. اون دختره لونا رو دیده و حالا فکر می‌کنه می‌تونه باهاش رقابت کنه؟»
دیدگاه ها (۰)

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت چهارمکوک (ب...

🩸 عشق خونین 🩸 یا 🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت پنجم [مکان: مقر ماه...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸ادامه ی قسمت سوم صدا پیچید توی فضا. سرد، بی‌رحم...

🩸𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉𝖞 𝖑𝖔𝖛𝖊🩸قسمت سوم: زمزمه‌های خون [زاویه دید لونا] اون شب...

( P. 1.) فصل ۲

P. 16

P. 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط