یکیو دوست داشتم

یکیو دوست داشتم
اونقدر بهش فکر کردم
که تصوری که ازش داشتم
از خود واقعیش سبقت گرفت
بعدها..
دیگه خودشو دوست نداشتم.
تصور ذهنی خودمو دوست داشتم!
دیدگاه ها (۲)

Born to die

...

خطـرنآک تـریـن آدم هآ کسـآنی هستند که چیزی برآیاز دسـت دآدن ...

سکوتهمیشه به معنای رضایت نیست.گاهی یعنی خسته‌ام از اینکه مدا...

« شیطون کوچولوی من »فصل دوم (انتظار نداشته باشید یادم باشه پ...

رمان نابودی پارت ۱۹

ارت ژدید.. ازش متنفرمبچه ها باید بگم از همون اول از نیلی متن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط