دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.

دختر ۴ساله تو تاکسی بغل دستم نشسته بود و آلوچه میخورد.
گفتم مگه نمیدونی آلوچه بده، چرا میخوری؟

گفت پدربزرگم 115سال عمر کرد.

باتعجب پرسیدم چون آلوچه میخورد؟

گفت نه چون سرش تو کار خودش بود.
چنان قانع شدم که الان سه روزه دیگه با کسی


حرف نمیزنم ببخشید یه مدت نتونستم جوابتونو بدم چون کارهای دانشگاهمو انجام میدادم
دیدگاه ها (۲۲)

غرق شدن همیشه تو آب نیست،تو غصه نیست.تو خیال نیست..آدم دوست ...

میرسد روزی که بی هم میشویمیک به یک از جمع هم کم میشویممیرسد ...

عاشق کسی باش که تو اولینو اخرین عشقش باشی

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسماز لج تو . ....

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

my love part 37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط