همیشه منتظر بودم چیزی بشود

همیشه منتظر بودم چیزی بشود
اتفاق کوچکی بیافتد....
مثلا سرما بخورم....؛یا دستم را ببرم
بعد...
با آب و تاب برای تو تعریف کنم...

وقتی نگران می شوی
عاشق تر می شوم....
دیدگاه ها (۵)

می ترسم از اینکهروزییک جاییمن و توخیلی دور از همشب و روز در ...

از من می پرسند آسمان چه رنگی است ؟ آبی سرخ کبود ؟ من از آنها...

عاشقانه های شبنم

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط