Part:54. #ریاست.عشق

Part:54. #ریاست.عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲‌.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.

جنازه پدرو آوردن آدم ها دورش جمع شده بودن و گریه می کردن
دروغ نگم نمی تونستم گریه کنم این اتفاق برام هیچ مهم نبود انگار نه انگار کسی که دارن روش خاک می ریزن پدرمه کسی که بزرگم کرده کسی که یه روز همه ی وجودم بود
ولی با اون کارش خودشو تو قلبم کشت
من یه اشتباه کردم و تاوانش و با نابود کردن زندیگیم پس دادم
من سنی نداشتم وقتی مجبور به ازدواج شدم
با یاد آوردی اتفاق هایی که توی اون خونه پیش کسی که فقط به اسم شوهرم بود برام افتاده بود اشکی از گوشه چشم ریخت
گلوم می سوخت
اشکمو پاک کردمو کنار عمو و ته وایستادم


ویو بعد مراسم شرکت

ته_ می تونی وسایلتو تو اون اتاق بزاری
بعد ظهر هم یه کنفرانس خبری داریم برای معرفی رییس بعدی شرکت

+خب

_ می ری خودتو معرفی می کنی و می گی رییس بعدی شرکتی
اوکی

+اوک

«اقای کیم پدرتون خواستن همراه اون خانم برید اتاقشون

_باش

سمت اتاق عمو رفتیم ته زودتر از من رفت داخل و بعدش هم من
جیمین هم اونجا بود

+سلام

&ات چه قدر عوض شدی دخترم
قضیه مرگ همسرت رو شنیدم واقعا متاسفم

+ممنون

جیمین$ بچه ها برید آماده شید باید بریم کنفرانس

+اوم

_ تو اتاقت برات لباس گذاشتم می تونی از اونا بپوشی

+مرسی
بعدم از اتاق اومدم بیرون


نظرات
دیدگاه ها (۰)

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

خیانت ته ته پارت ۱ درخواستی

پارت ۳۵بعد از اون اتفاقِ وحشتناک، خونه مثل همیشه بود، اما بر...

پارت ۴۷

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

مربی موتور سوار

My little fairy پری کوچولوی من پارت ۱ته: امروزم شرکت مثل روز...

شاگرد لوس من

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط