بچه ها یه خواب دیدممممم😂😂😭😭😭😭😁

بچه ها یه خواب دیدممممم😂😂😭😭😭😭😁
میخوام براتون تعربفش کنممم و مث چی خوشحالم اصن عرررر😂😍
اصن همین الان که دارم تایپش میکنم دستام از خوشحالی داره میلرزه از بسسس که خر ذوقممم
این خوابم خودش میتونست یه وانشات باشه خداییی ولی از بس که شما تو حمایت کردن فیکم خوبید که ترجیح دادم همینجا خوابمو تعریف کنم😂
اقا بچه ها انگاری من ایرانی بودم و دی او هم انگاری ایرانی بودش :/
بعدش نم چی شد رفته بودیم کره و با چانیول و چن و جیمین و جونگکوک رفیق شده بودیم😂😂
خلاصهه بعدش بعد از کلی صحبت کردن و اینا قرار شد چانیول وچن و دی او یه اهنگ بخونن باهم و برن روی استیج
اقا منم واسشون کلی خرذوق شده بودم و کلیییی تشویق و این حرفا ولی یه 5 یا 6 ساعت مونده بود به اجرا که من به چانیول گفتم : خب منم میخوام باهاتون بخونم یعنی میشه؟!
بعدش چانیول گفت اره بابا واقعا میخوای؟
گفتش ارهههه خیلی دوست دارم منم بخونم
اونم گفت اوکی حله بعد دقیقااا مچمو گرفت و با خودش برد اولش رفتیم یه جایی که صحبت کنه منم اضافه کنن بعدش گفت باید یه پسر دیگه هم بهتون اضاف کنید ما هم خو انگار ادم نداشتیم کنارمون رفتم همه اینا رو به کوکی تعریف کردم ولی نم چرا کوکی نمیخواست باهام همراهی کنهههههه😪 بعد انگاری که سالن غذا خوردی داشتن کمپانی بیگ هیت و همه ایدلا صف گرفته بودن و داشتن غذا بر میداشتن :// منم هرچیییی نگاه میکردم یه ادم اشنا پیدا نمیکردم البته به وسطای صف نگاه کردیم و من کوکی کشیدم کنار گفتم واووو من ایشونو نمیشناسم ولی یکی از خواننده های خیلی خفنهههه ایکاش روم میشد بهش میگفتم باهام همکاری کنه😞خلاصههه نفر نهمی که تو صف بود یه اشنا دیدم اون کی بود؟؟! بلهههه دقیقااا جیمینی بوودش منم که از خوشحالی بال درورده بودم رفتم دقیقا دوتا دستامو رسوندم به دوتا مچ دستاش و مچ های دستشو گرفتم و بهش گفتم قضیه اینجوریه اونم گفتش اوکیه بابااا بیا برییییم
ومنم همونجوری از صف کشیدمش گفتم واقعاااا دمت گرم که ازم داری حمایت میکنی🥺😍😍😍
گفت باشه بعدا از این حرفا بزن زیاد وقت نداریم
خلاصه جیمینو بردیم رفتم پیش چانیول ، چانیول و چن و دی او داشتن با گروه نوازنده ها تمرین میکردن بعدش من داد زدم چانیول شیییی جیمینی اومدش😍 خلاصه جیمین رفت پیش چن و من پیش دی او بودم و چانیول رفت یه چند تا برگه پر کنه و من تو اون لحظه خیلی خوشحال بودم بعدش دی او همینطوری فقط نگام میکرد منم خندیدم گفتم چیشد پرات ریخت یهویی گفتم منم میخوام بخونم؟😂نگران نباش پرای منم ریخته و من اصن نمیدونستم چانیول اینقدر جدی میگیره الانم دارم مث خر از استرس میمیرمممم
دی او هم همش داشت بهم اطمینان میداد و میگفت نه تو کارتو خوب انجام میدی و تو خیلی خوبی و از این حرفا
بعدش چانیول اومد گفتمش الان مخواین چه اهنگایی بخونید بعدش یه برگه ای داد روش کره ای نوشته بود لیریکا :/ (شاید هم کره ای نبود دقیق یادم نیس ولی یه چیزی بود که من نمیتونستم از روش بخونم)
خلاصه با ناراحتی گفتم خب من نمیتونم از روش بخون که :( نمیشه فاریسش یا انگلیسیشو بذاری منم بتونم بخونم
چانیول هم که انگار کاری براش نشد نداره گفت اوکی و بعدش خودش داشت با خودکار تلفظای فارسیشو مینوشت😳تا این لحظه هنوز پرام ریخته بخدا
بعدش دیدم دست خطش خیلی شکستس و خوب نیست و ممکنه اشتباه بخونم خودم خودکارو ازش گرفتم گفتم میشه خودت بگی من تند تر مینوسم و خوش خط تر
اونم برام خوند و من نوشتممم
خلاصه تا همینجا بود چون دیگه از خواب بیدار شدممممم😪😂😂ولی چانیول اصن کراشم شده بود از بسسسس که داشت کمکم میکرد و چت و جیمین هم خیلیی مهربون بودن و دی او هم خو دیگه وضعیتش مث من بود و باهم خیلی رفیق بودیم😁😁
اصن در پوست خود نمیگنجممممممم عررررررررررر
دیدگاه ها (۵۴)

هعی بچه ها نیاز به درد و دل دارم باهاتون😭نمیدونم بهتون گفتم ...

نام رمان (عشق میان ما

لطفا بسه من دارم میمیرمم چرا اینقدر قشنگه اهنگههه😳💋😱❤️بچه ها...

وای بزارید براتون یه خاطره تعریف کنم😂آقا تو دوران مدرسه (پار...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

وقتی دوست پسرت تولدت رو فراموش کرد💛پارت ۳(last part) با چیزی...

شاهزاده دوست داشتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط