مهدی,جونم داداشی جونم برگرد...ببخش که نتونستم حرف دلمو به

مهدی,جونم داداشی جونم برگرد...ببخش که نتونستم حرف دلمو بهت بزنم ونسبت به احساس بی تفاوت بودم...ترسیدم...
دیدگاه ها (۷)

پارت سههانا: چیییی واقعا نکشتینش یونگی: مگه تو بیهوش نبودیها...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part67سعید سوشرتشو انداخت رو بازوهامو حرکت کر...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

وقتی دعوا میکنید و بچتون میترسه

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواست م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط