هم آنقدر که زن را باید فهمید مرد را هم باید درک کرد

هم آنقدر که زن را باید فهمید مرد را هم باید درک کرد

ﻫم آﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺯﻥ “ﺑﻮﺩﻥ” ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ… ﻣﺮﺩ ﻫﻢ “ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ” ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ…

هم آنقدر که باید قربان صدقه ی رویِ ماه بی آرایش زن رفت

باید فدای خستگی های مرد هم شد

هم آنقدر که باید بی حوصلگی های زن را

طاقت آورد کلافگی های مرد را باید فهمید …....
دیدگاه ها (۵)

عاشق شوید…نه به خاطر لذت و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن روی یک...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۹: بازیِ اجبار و لبخندهای تلخسکوت...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هشتم: آزادیِ مشروط و غافلگیری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط