مادربزرگ همیشه می‌گفت:

مادربزرگ همیشه می‌گفت:
دردِ تن یک جا نمی‌ماند،کلیه می‌زند به کمر، کمر می‌زند به پا، پا می‌زند به قلب،می‌گفت درد هی توی تنت تقسیم می‌شود.
اما درد روح، قُلمبه می‌شود یک جا امانت را می‌بُرَد.
هرکسی هم که از راه برسد و بپرسد چه مرگت است؟
فقط می‌شود دستت را روی زانو و کمرت بگذاری و ناله کنی که تیر می‌کشد.
درد روح را نمی‌شود نشان کسی داد. #مرآجان
دیدگاه ها (۲)

جدیدا فهمیدم حالت موهامم شبیه حال این روزامهیه روزایی صاف و ...

بالاخره یه روز به سطحی از پختگی می‌رسی که با هر تعریف و تمجی...

کاش خبرهایِ خوب سر زده از راه میرسیدند.دستِمان را میگرفتند و...

یِـجایی باید بهت بَر بٌخوره ، باید جلویِ شوخی هایِ بیجا و پر...

درخواستی جونگین (وقتی توی بار...)P2

به دنبال همپارت ۶- زاویه دید آنیا:آنیا چند ثانیه نمی‌فهمد چه...

پارت۵ویو نارومی+رسیدیمدازای از ماشین بیرون می‌پرد و خودش را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط