عابری درگذر ازکوچه ی نزدیک دلم می پرسد؛

عابری درگذر ازکوچه ی نزدیک دلم می پرسد؛
این چه عطریست که ازکوچه بن بست دلت می آید؟
تازه من فهمیدم خاطرات توچقدر خوشبویند!
دیدگاه ها (۱۶)

غم که می‌آید در و دیوار ،شاعر می شود در تو زندانی‌ترین رفتا...

👇👇دلنوشته خودم«آب، تنها جایی است که وقتی به آن نگاه می‌کنی، ...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب آفرینش ز غبار قدم توست حسینآسمان س...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

دلبستگیِ امن، فقط یک مفهوم روانشناسی نیست؛احساسیست که بدن آن...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط