ما
ما
روزی از دو فصل دور به هم میرسیم
و تو آنروز خواهیگفت
چه شروع دلانگیزی
من امّا آنروز هم
بهجای تمام پدرمردههای جهان خواهم گریست
تا یادت بیاورم چندسال است رفتهای
بیآنکه پشت سرت را نگاه کرده باشی
و دیده باشی
هربار شوهرم دخترم را در آغوش میگیرد
چگونه گوشهء آشپزخانه کز میکنم
ما
روزی از دو فصل دور به هم میرسیم
و آنروز دخترم دخترش را در آغوش خواهد گرفت
و بهجای تمام مادرمردههای جهان
خواهد گریست!!!!!!
روزی از دو فصل دور به هم میرسیم
و تو آنروز خواهیگفت
چه شروع دلانگیزی
من امّا آنروز هم
بهجای تمام پدرمردههای جهان خواهم گریست
تا یادت بیاورم چندسال است رفتهای
بیآنکه پشت سرت را نگاه کرده باشی
و دیده باشی
هربار شوهرم دخترم را در آغوش میگیرد
چگونه گوشهء آشپزخانه کز میکنم
ما
روزی از دو فصل دور به هم میرسیم
و آنروز دخترم دخترش را در آغوش خواهد گرفت
و بهجای تمام مادرمردههای جهان
خواهد گریست!!!!!!
- ۱۴۴
- ۱۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط